پس از چندی ، باز گذرم به تخت پولاد افتاد و فرصتی شد تا سری به برخی جاها بزنم ...

 

1-  اولین نکته قبر جدیدی بود که در داخل بقعه سیدالعراقین پیدا شده و تاریخ فوت آن مال همین سال 88 است . درحالی که 25 ساله دفن کردن در محدوده تخت پولاد ممنوع شده ، جای تعجب بود که جای به این مهمی یک نفر رو دفن کنند . انگار هنوز هم خیلی جاها « بند پ » کاربرد بسیار داره .

             ( تصویر موجود نیست )

 

2- نکته دیگری که مورد توجه بود ، تکیه پدر سینمای ایران مرحوم عبدالحسین سپنتا بود که مانند یک تکه زمین ول افتاده و هیچ اثری از قبر و تابلو و ... نیست . انگار که پس گرفتن اینجا از چنگال بساز و بفروش ها فقط بخاطر زمینش بوده و اصلا خود مرحوم سپنتا هیچ ارزشی برای مسئولین نداشته .

 

          

 

3- در سمت غربی خیابان مصلی و پایینتر از تکیه سپنتا ، یک قسمتی از قبرستان بود که تا یکسال پیش پر بود از قبور متعلق به افراد یک خاندان . اما امروز دیگه هیچ اثری از قبور مسلمین نیست و به جای آن پارک ایجاد کرده اند .

          

 

کمی پایینتر هم ( درست روبروی کوچه شهید شاطرگلی ) قطعه دیگری از قبرستان بود که سنگ قبر هایش کم شده و البته درحالی که از برخی تکایا شدیدا مراقبت میشه و حتی درشان باز نیست که بری فاتحه بخونی ، گوشه ای از اینجا درست در کنار خیابان تبدیل شده به زباله دانی و کسی نیست رسیدگی کنه .

 

          

 

4- مهمترین نکته که بسیار هم دیده میشه ، سنگ قبر هایی است که در جریان مثلا نوسازی ها و سر و سامان دادن ها از جاشون جابجا میشن و بعضی از این سنگ ها یا در جریان کندن و از زمین جدا کردن یا در حین جابجایی و به زمین افتادن ، می شکنند .

 

           

           

 

شاید احترام به قبر و سنگ قبر ، فقط مخصوص شخصیتهای مهم دینی است و مردم عادی شاید مهم نیستند . حتی اگه سنگ قبرشون کاملا از بین بره .